June 13, 2005 at 06:51 am
گمان نمی کردم جستجو برای کانالی در زمینه بازاریابی در میان طیف گسترده ایی از فرکانس ها تا این حد وقت گیر باشد. جدای از آن یافته ها به همه چیز شباهت داشت الا بازاریابی و مسائل مربوطه!
Thane Xpress Shop نام یکی از آن هاست که در 24 ساعت شبانه روز از ماهواره نایل ست برنامه پخش می کند. کانالی دیگر با نام Orbit که گویا از عرب ست پخش می شود و مربوط به عربستان صعودی است قسمت گسترده ایی از برنامه های خود را به برنامه ای تحت نام Arabian Shopping Network اختصاص داده است که معرفی کالاهای همان کانال Thane Xpress Shop است اما به زبان عربی!
عمده محصولات تبلیغاتی مربوط به وسایل آرایشی و بهداشتی است. به کسانی که در جستجوی راه های لاغری، بدن سازی از نوع پیشرفته، زیبایی صورت و در کل روش های خوشگل شدن هستند توصیه می کنم سری به آن بزنند. نگران خرید محصولات هم نباشید، خوشبختانه اکثرا محصولات در ایران هم نمایندگی فروش دارند ( من فقط نام الاحواز و طهران را در لیست برای ایران دیدم) گوینده برنامه ( فی الشبکه اوربت) در انتها با لهجه غلیظ عربی شماره تلفن ها را اعلام می کند و نعره می زند “اتصل الان” تنها قلم و کاغذ داشته باشید. اگر هم نبود غمی نیست چون ده بیست بار دیگر تکرار خواهد کرد که شما حفظ شوید. ادامه مطلب …
June 2, 2005 at 10:51 pm
حدودا 10-15 روز دیگه تا شروع امتحانات پایان ترم مونده و هنوز کتاب های کنج قفسه باز نشده. بد جور درس ها رو هم انباشته شده. سر امتحان میان ترم می گی پایان ترم می خونی و وقت پایان ترم می زاریشون واسه ترم بعدی. البته بنده از این افراد نیستم، بد نیگاه نکنین. ولی خوب مثل بعضی ها خر خون هم نیستم (جسارت نشه ها) خلاصه این که شاید تا یه ماه دیگه از آپدیت خبری نباشه. البته شاید! (اگر جو درس خوندن باشه)
امروز برای اولین بار و بدون هیچ تجربه ایی در زمینه طراحی جلد، اقدام به این کار کردم. برای کار اولم بد نشد.(البته خود نویسندش فرمودن عالیه!) نظر شما چیه؟
تو این چند ماهی که شروع کردم به وبلاگ نویسی خیلی تجربه ها در مورد اینکه در چه رابطه ایی بیشتر در وبلاگ فعالیت کنم بدست آوردم. اگه به تنوع دسته بندی های مطالب نگاه کنید، متوجه خواهید شد. البته هدفم این نیست که ویزیتور وبلاگ بالا بره. به هیچ وجه. بیشتر دوست دارم در زمینه ای بنویسم که ناگفته ها رو شامل شه.
ادامه مطلب …
May 16, 2005 at 07:02 pm
گویا دیروز عصر حادثه تصادف دلخراش دیگری در مقابل درب دانشگاه ادبیات زاهدان رخ داده بود. گمان می رفت مانند دیگر موارد مشابه، این بار نیز به فراموشی سپرده شود. اما کمی درنگ و تامل دانشجویان را بیدار کرد که نکند بار دیگر خودشان طعمه ی این حادثه شوند. طی اعلامیه ایی که در زیر مشاهده می کنید قرار بود ساعت شش بعدازظهر امروز دوشنبه، اعتصابی در این مورد صورت گیرد. ادامه مطلب …
May 8, 2005 at 10:25 pm
این ور و اون ور آخرش شد این. همش هم زیر سر این وردپرس 1.5 بود. قصد داشتم سیستم مدیریت رو از 1.2ارتقا بدم به 1.5. اما از اونجایی که شکل و شمایل قالب خدا بیامرز، دلم رو زده بود گفتم همراه با تغییر ورژن سیستم اینو هم یه تکونی بدیم. اما نمی دونستم این تکون می شه زلزله!
حالا همه ایناش به جای خود. بعد از یه روز که از کار و زندگی افتادم، قالب آن چنان که می خواستم نشد که هیچ، حالا ازش بدم میاد. ضمنا روزنوشت ها رو هم دوباره آوردم همین جا. به نظر خیلی بد فرم شده. حالا تا شما چه عنایت کنید؟
البته دوست دیرینه جناب گناهکار کبیر اظهار همدردی فرمودند “بچه این چه قالبی است؟ خجالت نمی کشی؟ چه طور رویت می شود بگویی این وبلاگ من است؟ تازه اون بالا جای لوگو نوشتی طراح : سه نقطه، خیلی: سه نقطه “. من هم با ایشان موافق و برایشان از ایزد منان طلب استغفار دارم.
راستی یادم رفت، در سیستم کامنتینگ هم از gravatar استفاده شده که بعدا راجع بهش مفصل بحث خواهد شد. اگه دوست داشتید ثبت نام کنید. حالت لینک پست ها هم عوض شده، کم کم باید یه فکری هم برای لینک های شکسته بکنم. ضمنا خیلی از دوستان هم لینک داده بودن که لینکشون اضافه شد اگر کسی از قلم افتاده ذکر کنه.
April 25, 2005 at 12:40 pm
شرمنده همه دوستان که در این دو سه روز اخیر با مشکلات وبلاگ دست و پنجه نر م کردند. متاسفانه یه روز دیتا سنتر خاموش می شه، یه روز دیگه کل بانک اطلاعاتی غیب می شه. خدا می داند فردا چه خواهد شد. هرچند مطالب موجود آن چنان با اهمیت نیست اما گذشت زمان شاید روزی آن ها را حداقل برای خودم با ارزش کند. جهت حفاظت از اطلاعات تصمیم گرفتم آخر هر هفته یه بک آپ کامل از دایرکتوری ها و بانک های اطلاعاتی بگیرم. شاید این جوری خیالم یه خورده راحت تر بشه.
امتحان های میان ترم هم شروع شد. از همون قدیم الایام اکثر مواقع امتحانات، به قول یکی از دوستان به فکر ابداعات و اختراعات می افتادم، در انتها هم هر دوتایش را می باختم بجز سه چهار سال قبل که فَرجی شد و ما به جشنواره خوارزمی راه یافتیم، در دیگر موارد منفعتی حاصل نشد مگر کسب تجربه. تو این دو سه روز هم بد جور، این جو برنامه نویسی PHP گل کرده. در حال نوشتن برنامه ایی برای مدیریت بر روی RSS هستم. هرچند برنامه های زیادی در این مورد عرضه شده، اما اونی که آدم خودش بنویسه و ازش جواب بگیره یه صفایی دیگه داره.
از طرف دیگه، پس از مدتی کار با موبیل تایپ هم اکنون در ذهنم بر سر انتخاب بر روی سیستم مدیریت محتوا دعواست. خدا داند که وردپرس در این کشاکش پیروز خواهد بود یا موبیل تایپ. با وجود این باید اعتراف کنم که موبیل تایپ = دنیایی متفاوت. نه تنها برای وبلاگ نویسی بلکه به عنوان یک سیستم پابلیشینگ قدرتمند.
امروز با یکی از دوستان به مرکز کامپیوتر دانشگاه سیستان و بلوچستان رفتیم. اولین بارم بود. گویا برای استفاده از اینترنت رایگان دانشگاه ، برای هر دانشجو 2 ساعت ناقابل در طول هفته در نظر گرفته بودند. پس از طی مراحل عضویت، در پشت سیستمی که گویا از نوع پنتیوم سیکس بود قرار گرفتیم. اولین کار تایپ آدرس خودمان بود. چشمتان روز بد نبیند. الوان وب در آنجا به مثابه کاغذ پاره ایی بود که در هم فشرده اند. پیکسل های مانیتور آن چنان بزرگ بود که حروف 9 پیکسلی حدود 30-40 پیکسل مشاهده می شد. هر چند ایراد از طراحی من نبود اما می توان این مشکلات را تا حدودی رفع کرد. یا حداقل کاری کرد که اگر سیستم از نوع پنتیوم سیکس باشد و مانیتور آن از عهد بوق، کاربر با پیغام خطایی رو برو شود و شاهد این اوضاع فجیع نباشد. بر آن شدم تا به محض یافتن فرصت کافی الوان وب را دوباره طراحی کنم.
آیا در سیستم های شما هم وضع به همین منوال است؟ یا سیستم شما پنتیوم سیکس تر از مال ماست؟
Page: 1 |
2 |
3 |
4 |
5 |
6 |
7 |
8 |
9 |
10 |
11 |
12 |
13 |
14